فرمولی که با زاویهی خورشید، تراکم شهرهای چین را تعیین میکرد
فرض کنید یک قانون کاملاً بیطرف و علمی بخواهید بنویسید: نه بر اساس سلیقه، نه بر اساس منافع کسی، فقط بر اساس یک واقعیت فیزیکی که برای همهی انسانها یکسان است. چین در دههی ۱۹۵۰ دقیقاً همین کار را کرد. نتیجهاش قانونی بود که، اگر امروز در آمریکا اجرا میشد، میگفت شیکاگو باید خیلی کمتراکمتر از هیوستون باشد. این داستان نشان میدهد وقتی یک قاعده «علمی» بهنظر میرسد، لزوماً به این معنا نیست که نتیجهاش عاقلانه است.
قانونی که از دل ایدئولوژی بیرون آمد
بعد از انقلاب چین، وقتی نظام کمونیستی مکانیزم بازار را کنار گذاشت، باید راه دیگری برای تخصیص زمین به خانهسازی پیدا میکرد. چون مارکسیسم ادعای خود را بر پایهی «علم» و «عقلانیت» بنا کرده بود، طبیعی بود که برنامهریزان شهری چین هم بهدنبال یک قاعدهی «علمی و جهانشمول» برای تعیین تراکم مسکونی بگردند؛ قاعدهای که در سراسر کشوری به این بزرگی و تنوع، یکسان اعمال شود.
قانونی که در دههی ۱۹۵۰ تصویب شد این بود: هر آپارتمان باید حداقل یک اتاق داشته باشد که در روز انقلاب زمستانی (۲۱ دسامبر، کوتاهترین روز سال، وقتی خورشید در پایینترین زاویهی سالانهاش قرار دارد) دستکم یک ساعت نور مستقیم خورشید دریافت کند. این قانون از ۱۹۵۰ تا اواسط دههی ۱۹۸۰ روی مسکنهای دولتی و مسکنهای کارخانهها اجرا شد.
در نگاه اول، هیچکس نمیتواند با این قانون مخالفت کند. چه کسی علیه نور خورشید حرف میزند؟ اما همینجا نکتهی ظریفتری پنهان است: اینکه ارتفاع خورشید در ظهرِ انقلاب زمستانی در یک عرض جغرافیایی مشخص چند درجه است، یک واقعیت غیرقابل انکار نجومی است. اما اینکه هر آپارتمان باید حتماً یک ساعت آفتاب مستقیم بگیرد، هیچ ضرورت علمیای ندارد؛ این یک انتخاب هنجاری است که فقط لباس علم پوشیده.
از یک قانون ساده تا یک فرمول ریاضی
نسخهی چینیِ این ایده، در واقع دنبالهی فکری معمار فرانسوی-سوئیسی، لوکوربوزیه بود. او در دههی ۱۹۲۰ معتقد بود چون همهی انسانها از نظر فیزیولوژیک شبیهاند، همه به مقدار یکسانی نور و فضای باز نیاز دارند؛ و بر همین اساس طرحهای برجهای تکراری در میان پارک را پیشنهاد داد. چیزی که او فقط بهصورت یک ایدهی معماری مطرح کرده بود، در چین به یک فرمول ریاضی دقیق تبدیل شد.
فرمول اینطور کار میکند: فاصلهی لازم بین دو بلوک ساختمانی، برابر است با ارتفاع ساختمان ضربدر تانژانت زاویهی خورشید در ساعت ۱۱:۳۰ صبح (به وقت خورشیدی) در روز انقلاب زمستانی. هرچه این زاویه کوچکتر باشد (یعنی خورشید پایینتر در آسمان بایستد)، فاصلهی لازم بین ساختمانها بیشتر میشود، تا سایهی یک ساختمان روی ساختمان بعدی نیفتد.
نکتهی کلیدی اینجاست: زاویهی خورشید در روز انقلاب زمستانی، به عرض جغرافیایی شهر بستگی دارد. هرچه شهر شمالیتر باشد، خورشید در زمستان پایینتر میایستد، پس سایهها بلندتر میافتند، پس ساختمانها باید از هم دورتر ساخته شوند. و چون فاصلهی بیشتر بین ساختمانها یعنی زمین بیشتری برای همان تعداد آپارتمان لازم است، این فرمول بهطور خودکار به این نتیجه میرسید: هرچه شهری شمالیتر باشد، باید کمتراکمتر باشد.




دیدگاهها