شهر پایدار: ایدهآلی که شاید هرگز وجود نداشته
بحث دربارهی شهر پایدار معمولاً با این پیشفرض شروع میشود که برخی شهرها یا برخی الگوهای شهری پایدارند و برخی دیگر نیستند، و کار ما این است که بفهمیم کدام الگو درستتر است شهر فشرده یا شهر پراکنده، تراکم بالا یا فضای باز بیشتر. اما نویمن، این کل چارچوب را کنار میگذارد و یک سؤال رادیکالتر مطرح میکند: آیا اصلاً تا به حال شهری، بهتنهایی، پایدار بوده است؟
پاسخی که او میدهد این است: نه. و دلیلش هم چیزی نیست که به شکل شهر یا تراکم آن مربوط باشد.
شهرها همیشه به جای دیگری وابسته بودهاند
استدلال نویمن ساده و در عین حال بنیادین است: شهرها از ابتدای تاریخشان، هرگز نتوانستهاند خودکفا باشند. آنها همیشه برای تأمین غذا و کالا به سرزمینهای اطرافشان وابسته بودهاند. این وابستگی در طول تاریخ شکلهای مختلفی داشته: در دورههایی از طریق غارت و اخذ خراج از مناطق پیرامونی، و در دوران معاصر از طریق یارانهها و جریان منابع از بیرون. به بیان دیگر، شهر هیچوقت یک واحد بسته و خودبسنده نبوده که بتواند بدون تکیه بر منابع بیرون از خودش، به حیات خود ادامه دهد.
این نکته وقتی معنای خودش را کامل نشان میدهد که آن را کنار تعریف رایج از پایداری بگذاریم. یکی از تعاریف شناختهشده که در سطح جهانی هم پذیرفته شده، پایداری را اینطور توصیف میکند: برآوردن نیازها و آرزوهای نسل حاضر، بدون آنکه توانایی نسلهای آینده برای برآوردن نیازهایشان به خطر بیفتد. این تعریف، پایداری را در قالب یک فرایند در طول زمان میبیند، نه در قالب یک وضعیت ثابت. نویمن از همین منطق استفاده میکند تا نشان دهد شهر، بهعنوان یک پدیدهای که همیشه از بیرون تغذیه شده، از اساس نمیتواند بهتنهایی مصداق این تعریف باشد.
فرم، عکسی از یک لحظه است
برای اینکه بفهمیم چرا این نتیجهگیری غیرمنتظره از کجا میآید، باید به نقطهی مرکزی استدلال نویمن در سراسر مقاله برگردیم: تفاوت میان «فرم» و «فرایند». او میگوید فرم، همانطور که زیستشناسان و زمینشناسان آن را میفهمند، خروجیِ یک فرایند تکاملی است؛ فرم یک عکس لحظهای است، یک وضعیت ثابت در یک نقطهی مشخص از زمان. و چیزی که ثابت و لحظهای است، اساساً نمیتواند بر اساس معیار پایداری که ذاتاً معیاری زمانی و فرایندی است سنجیده شود.
نویمن این را با یک تشبیه روشن میکند: پرسیدن اینکه «آیا شهر فشرده پایدار است؟» مثل این است که بپرسیم «آیا بدن پایدار است؟» بدن، در هر لحظه، یک شکل مشخص دارد؛ اما سؤال درست این نیست که آیا خودِ این شکل پایدار است، بلکه این است که آیا موجودی که در این بدن زندگی میکند، به شیوهای پایدار زندگی میکند یا نه. به همین ترتیب، سؤال دربارهی شهر هم نباید این باشد که «کدام فرم شهری، فشرده یا پراکنده، پایدار است؟»، بلکه این است که «آیا فرایندهایی که شهر را میسازند و آن را اداره میکنند، پایدارند؟»
از این زاویه، وقتی میگوییم «شهر پایدار» بهعنوان یک موجودیت مستقل و بسته، داریم دقیقاً همان اشتباه را تکرار میکنیم: شهر را بهعنوان یک فرم ثابت در نظر میگیریم، در حالیکه شهر همیشه بخشی از یک شبکهی بزرگتر از روابط و جریانهای در حال تغییر با محیط پیرامونش بوده و هست.




دیدگاهها